تبلیغات
روزهای بی تو - سالهاست كه عاشقانه ...

سالهاست كه عاشقانه ...

جمعه 16 اردیبهشت 1390 03:40 ب.ظ

نویسنده : شادی ع
سالهاست به این می اندیشم

که چه حس غریبیست داشتن آدمهای عزیز تر از جان

که میدانی از آن تو نیستند

که هیچ سنخیتی با تو ندارند

فقط هستند چون وجود دارند

چون باید باشند

سخت است عاشقانه چیزی یا کسی را دوست بداری

ولی آن عاشقانه فقط از آن تو باشد

زندگی حس غریبی دارد

وقتی به این بزرگ دنیای عجیب نگاه می کنی

خود را نقطه ای دور افتاده می بینی

سخت است حس تنهایی

درد است عاشقانه دوست بداری و عاشقانه دوست نداشته باشندت

بودنت را همیشه دوست داشته ام

حتی بعد از سالها نبودنت

با اینکه هیچ وقت با من نبودی

بعضی وقتها این حس به من می گوید

شاید در این سالها چیزی کوچک هم که شده عوض شده باشد

آن وقت است که دلم هوایت می کند

کاش می توانستم لحظه ای کوچک سر به روی زانوانت گذارم

و آن حس همیشه غریب را تجربه کنم

وآن حس باز می گوید اگر اشتباه کنم چه

اگر چیزی حتی اندک تغییر نکرده باشد چه

آنوقت باز من می مانم و عطش آن عشق هرگز نچشیده

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآای زندگی چه می خواهی

کاش میتونستی کاری کنی

خانه ای بسازی در این ویرانی

کجای این دنیای غریب چیزی دیده ای یا شنیده ای

که یک وجود تنها ، تنهایی هاش را با خودش برده باشه

عجیب حس غریبیست در میان همه بودن و حس تنهایی

مدام مثل طناب داری گردن باریکت را رها نکند

و عجیب تر عادت به تنهاییست که عاشقانه دوستش داری

با اینکه میدانی ممکن است همین تنهایی هم تو را عاشقانه دوست نداشته باشد

.

.

.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -