تبلیغات
روزهای بی تو - سطرهای پنهانی ..

سطرهای پنهانی ..

جمعه 23 اردیبهشت 1390 02:40 ب.ظ

نویسنده : شادی ع
چقدر آشنا

همه اش دارم فكر میكنم

من كجا تو را دیده ام یا صدایی از تو شنیده ام

تو از میان كتابهای من نیامده ای

تو را میان هیچ شعر سپیدی ندیده ام و میان هیچ غزلی از بر نكرد ه ام

نمی خواهی كه بگویی از میان كتابهای 600 صفحه ای داد ه ها و پردازنده هایی امده ای كه مجموع مداری شد ه اند بی حافظه



شاید میان سل لا سی ها پنهانی اما

من میان پرده اول تا چهارم هفت بار امدم و رفتم اما آوازی از تو نبود

شاید باید میان نقاشی هایم دنبالت میگشتم

میان تصویری بی صدا

میان نقش همان پسركی كه هر چه نی لبك می زند هر چه میدمد نفسش به نفسم نمیرسد

و من همیشه منتظرم تا چشمانش را باز كند و مرا ببیند

شاید نگاهمان این راه دور را نزدیك كند

نكند تو؟

تو همان نقاشی ساده ی منی

كه این چنین آشنا با دلی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -