تبلیغات
روزهای بی تو - بی تو هرگز

بی تو هرگز

دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 09:03 ب.ظ

نویسنده : شادی ع
و خیابان می رود
تا آنجا كه
باورم را لبریز كند
از احساس همیشه رفتن
این كه همیشه راهی باقی است
و جاده هایی ناپیموده
بسیار دیدنی
كه تشنه دیدار است
و چه بسیار كهنگی ها و تكراری ها
كه باید گذر كرد از كنارشان خیلی زود
.
.
خیابان می خواهد سوارم كند بر باد
ببرد مرا به خیلی دور
اما دستهای كوچه و چشمهای تو
آن چنان گره خورده در من
كه یارایی نمی جویم در خودبرای تقابل با آن
چشمهایم را لحظه ای می بندم...
ناگهان در می یابم!
وای خدا من به اینجا تعلق دارم
و چه بسیار داشتنی هایی
كه عبور از آنهاسخت تر از هر چیز است
دور شوم!
دلتنگشان می شوم خیلی
باز می كشاند مرا تا خود!
یك میلی!
حتی اگرفرسنگها فاصله باشد
بین مجنون دل! تا لیلی چشمهایت كه می آید روبروی چشمانم
خجالت می كشم از خودم و آن خداحافظی پایانی
سرخ شده گونه هایم و می خندم!
نه نمی روم به خدا جایی!
می مانم...
با تو همیشه می مانم...
از تو همیشه می خوانم

حالااشكهایت را جمع می كنم در دستم
یادگاری باشد از این كه
هر گاه خواستنم گرفت رفتن
یاد آوردم بی تو ؟! نه ! هرگز! به هیچ كجا



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -