تبلیغات
روزهای بی تو - دلگویه ...

دلگویه ...

جمعه 21 مرداد 1390 01:51 ب.ظ

نویسنده : شادی ع

تو را به تمام نخواستن های تو پیوند می زنم

به تمام رفتن های تو

من اینجا نشسته ام  

دارم توی تاریکی تمرین می کنم که هزار بار بنویسم:هر جور تو راحتی

دلم گرفته از این تویی که حتی اجازه دلتنگی ات را هم ندارم

از اشکهایی که دیگر چوب خطشان پر شده است

دیگر خودشان را به چشمهای من قرض نمی دهند

قول داده ام تا قیامت بی قرارت نشوم

اما...

دوست دارم روزی که عاشقم می شوی تمام شهر خواب باشند،

تمام شهر

می خواهم سر تمام شهر را شیره بمالی

معنای تمام بی چارگی های من تویی

وقتی تو نباشی من چاره ای برای چارپاره های بارانی ام ندارم

لابد فرهنگ لغتی پیدا می شود که معنای نگاه های تو را بداند

تو درگیر داشته های خویشی

تنت را به دست نسیم سپرده ای‍

اما تمام آرزوهای مرا قرق کرده ای

آرزوهای ریز و درشتی که تمام غول های چراغ جادو فقط چشمان جادویی تو را بهانه آنها می دانند،

تو شاهزاده سوار بر اسب سپید تمام قصه های دوران کودکی هستی

قصه هایی که من سیندرلای زجر کشیده آنهایم

کسی که کفشش را نهٰ

که قلبش را

هستی اش را

آرزوهایش را پیش نگاه تو جا گذاشته است

من

من اینجا هستم نازنین،نگاه کن

مرا ببین

مرا دست کم نگیر

من برای عشق تو

باشد،همه چیز تقصیر من

قبول

همه چیز پای من اما

اما جادوی نگاه تو که کار من نیست

چشمان تو کاری با دل من کرد که آفتاب تموز با برف زمستان

من صد بار دوره کردم که درسهای تو را خوب یاد بگیرم اما نازنین قبول کن 

قبول کن که سخت است

من عاقلانه مجنون توام

حوایت می شوم اگر هوایم باشی

سیب بچین

از هرجا هم که بیرونمان کنند باز هم آغوش ما مال هم است

اینجا

توی این کوچه ها

من و باران مجبوریم ساز نبودن تو را با هفت نت موسیقی که نه

با همه الفبای عاشقی ضرب بگیریم تا یادمان نرود که عطر تنت توی این خانه نیست

من به تمام آسمان های بالای سرم مشکوکم

تمام آسمان های بالای سر من ابریست

نگاه می کنم

ماه را گم می کنم

ستاره می شوم

ابر می خوانم

صدایت می زنم

گم می شوی

پیدایت می کنم

سیز می شوی

سرخ می شوم

نگاه می کنی

خجالت می کشم

شرم می کنم از چشمهایت،چشمهایی که گاه هیچ حسی شبیه آنها نیست

اما دارم اشتباه می کنم انگار

نباید درگیر می شدم

نباید عادت می کردم که تنها بهانه ام تو باشی وقتی تنها سرگرمی ات منم

تویی که وقتی بی حوصله ای مرا به بازی می گیری اما من با تو زندگی می کنم

مرا ببخش

به خاطر این حس

به خاطر این دوست داشتن

............................................. 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -